suspect-movie.net
EN RU

داستان سکس با خالم (16 Photos)

داستان سکس با خالم


تنها در خانه ای دنج یک پسر شهوتی با خیالات جسورانه خودش درگیر بود. تصاویر خاله اش فکرش را احاطه کرده بود. عمه حشری در خیال پسر خواهرش ناگهان عمه اش وارد شد و او را متحیر کرد. ورود ناگهانی خاله نگاهشان به هم گره خورد و جرقه شهوت بینشان شعله‌ور شد. نگاه‌های عمیق و لبخندهای زیرکانه خاله با پوشش نازک خود بدنش را به رخ می کشید و پسر مجنون تر می شد. اندام خیره کننده خاله نمی‌شد امیالشان را مهار کنند. تمنایی غیرقابل انکار به آهستگی به هم نزدیک شدند و لب هایشان به هم برخورد. ماچ‌های آتشین دست‌هایشان روی بدن یکدیگر میلغزید. نوازش‌های شهوانی لباس‌ها گسیخته می شد و بدن‌ها آشکار می گشت. برهنگی تدریجی هرچه افزون‌تر پیش می رفتند شور بیشتری را تجربه می کردند. کمال اشتیاق سرانجام در نهایت هوس و میل به هم پیوستند. لحظه اتصال اوج ناله‌ها و نفس‌نفس هایشان در اتاق میپیچید. آوای جنون عمه با دیدگان بسته و دهان باز فریاد میزد. بروز اقناع شهوانی پسر با قدرت و هوس بسیار داخلش غوطه ور می‌شد. شدت ورود بدن‌هایشان بر هم می‌پیچیدند و عرق از جبینشان سرازیر میشد. رقص شهوانی پیکرها لحظاتی جنون‌آمیز که هرگز از یادشان محو نخواهد شد. سرور مطلق خاله با کلی وجودش پسر را بر آغوش گرفته بود. احساس امنیتی و سرور بعد از ساعاتی عاشقانه وامانده و رضایتمند در آغوش هم آرمیدند. آرامش پس از گردباد سحر فردا با خنده‌ای شیطنت‌آمیز بیدار شدند. آغازی تازه با راز نهفته عمه به او نظر کرد و بیان کرد این راز ماست. عهد سکوت و پنهانی و همواره حکایت سکس ناروا عمه و خواهرزاده‌اش در یادشان باقی می‌ماند. خاطراتی متروک ناپذیر